بگذار منتظر بمانند

می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
"تـعطیــل است"
و بچسبانی پشت شیشه‌ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست‌هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه‌ی ذهنت صف کشیده‌اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!

                           به نقل از حسین پناهی

/ 5 نظر / 37 بازدید
کهکشان

چقدر بده که آدم بعضی ها رو بعد از مرگشون بشناسه من قبلن دوستش داشتم اما نمیشناختمش واقعن که همچین شعرهایی داره تازه چند روز پیش داشتم تو یک سایتی میخوندم که قبلن شیخ بوده [تعجب]

کهکشان

این شعرش هم خیلی قشنگه جولیا رابرتز یک فیلمی داره که اسمش یادم نیست فقط پشت صحنه ش رو فکر کنم تو یک شبکه ای دیدم... سفر میکنه به کشورهای دیگه ای برای پیدا کردن تعادل یک استادی داره تو اون کشور که دقیقن این صحنه ش یادمه که بهش میگه اگه این کله رو خالی کنی دنیا هجوم میاره بهش یعنی اگه اینهمه فکر نکنی و به ذهنت آرامش بدی همه چیزایی که بخوای دنیا برات میاره... اما قسمت سختش هم همینه دیگه فکر نکردن یک پستی هم در مورد تمرکز گذاشته بودم... مدتیه یادم رفته باز تمرکز کنم [نیشخند]... والا منم خیلی نیاز دارم این کله رو خالی کنم اتفاقن میگن الان بهترین وقتشه بخصوص امروز ماه گرفتگی بوده یا هنوز میشه نمیدونم اما 28 نوامبر میگن همچین مواقعی بهترین زمان رها کردن یک چیزهایی هست که آزارمون میده

کهکشان

یکی منو بگیره [نیشخند] طولانی شد اما خدا حسین پناهی رو قرین رحمت کنه

آریا

چه کار سختی... کاش میشد اگه میشد برا همیشه منتظر میذاشتمشون برای همیشه

mar mar

وای من شدیدا نوشته هایِ مرحوم پناهی رو دوست دارم.خیلییییی دیر شناختمش.همیشه واسه خودم دنبالِ یه سبکِ جدیدِ نوشتن بودم. هرچی میخوندم به دلم نمیچسبید نه اینکه بدم بیادا راضیم نمیکرد اما وقتی نوشته هایِ مرحوم پناهی رو خوندم واقعا لذت بردم.