... به چه قیمتی!

چند روز پیش یکی از این ویدیوهای بلوتوثی تو گوشی یکی از بچه ها دیدم که بی‌ربط به این تصویر نبود. با این توضیح که فکر کنین، خود این اشخاص که دارن الان با گوشی‌ها شون فیلم می‌گیرن، طرف رو هول داده باشن داخل آب!!!

وقتی این کاریکاتور رو دیدم، فکر نمی‌کردم به چشم خودم تو واقعیت نمونه‌اش رو ببینم!

/ 14 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آسمون

هووووم آره راست میگی اینم بیماریه دیگه این دادگاه خیابونی نیست راست میگی بعضی آدما فکر میکنن خودشون فرشته ن فرض کنیم اصلن اون یک دختر خیابونی کی میدونه اون دختر چرا به اون حال و روز افتاده اینجور آدما اگه یک مقدار سرچ کنن و داستانهای واقعی مربوط به بچه ها چه دختر و پسر که بخاطر فقر ازشون استفاده های... میشه رو بخونن... یا بچه هایی که اگه کار نکنن و شب پول نبرن خونه از دست ناپدری و نامادری کتک میخورن شاید اون موقع بفهمن که هیچکی دلش نمیخواد فا... بشه یا دزد یا معتاد... تحقیر کردن آدما کار ساده ایه اما درکشون درک میخواد

آسمون

اما در کل مردم بیمار شدن یک روز نون گرفته بودم روی دستم چند تا نون سنگک بود از پیچ پیاده رو که پیچیدم چند تا آقا که بالای 40 سال هم بودن و به هم هیچ ارتباطی هم نداشتن داشتن از رو به رو میومدن... اولن بلانسبت گاو محترم خیره خیره نگاه میکردن بعد هم هیچکدوم کنار نرفتن من مجبور شدم پام رو بذارم روی پله یک خونه خودم رو با او نونا روی دستم کج کنم اونا رد شن بعد من رد بشم پیاده رو هم عریض یعنی دیگه اصلن نیازی به قاتل های زنجیره ای نیست برای ترسیدن تو خیابون .... چون پر از بیمار روانیه

تبسم

میدونم این پست خنده نداره هااااا بیشتر گریه داره ولی نمیدونم چرا الان این شکلیم[نیشخند][نیشخند]

ساجی

سلام حمیده جون! دلم باهات بود! گفتم بین کار یه سری بهت بزنم[چشمک] هیچ جای دیگه هم نشد که برم...[بغل] وای این پستت منو یاد یکی از دوستان مرحومم میندازه! سر پل مدیریت به قتل رسید! وقتی قاتلِ نامرد سینه شو میدرید، مردم زیادی از صحنه عکس انداختن که اگر جای عکس انداختن یه سنگ سمت قاتل مینداختن، شاید به هوش می آمد و سی ضربه رو سه ضربه نمی دید!! یادش گرامی. این تلخ ترین موردی بود که از مصداق این عکس به ذهنم رسید! می بخشید البته اگر ناراحتت کردم.[ناراحت] دوست دارم [بغل][قلب] سعی می کنم در اولین فرصت بیام پیشت گلم[گل][ماچ]

آریا

خواستم بگم که کار درستی میکنن دارن تصویر میگیرن از بی احتیاطی مسول ذیربطی که در چنین جایی حفاظ لازم را قرار نداده و باعث وقوع چنین واقعه ی تلخی شده . دست کم تو دادگاه نمیتونه بگه مقتول قبلا مرده بوده و یا به مرگ طبیعی مرده. که کامنت پل مدیریت دوستمان آقای ساجی منو به یاد میدان کاج انداخت منو به یاد ...

mar mar

چی بگم والا..[خنثی]

ساجی

[متفکر] یاد یکی از حرفهای دلنشین دوستی افتادم که وقتی ناخواسته کمکی بهش کردم، بهم گفت خیلی آقایی!! احتمالا آقام خوب !!![نیشخند] حادثه پل مدیریت برای ما دوستان که جشن فارغ التحصیلیمون در ختم دوستمون بود خیلی تلخ امد وحسرت هرگونه کمکی از جهت مردم تو دلمون موند و همون دو-سه نفری هم که بعد از اینکه کار تمام شده بود در دستگیری سهیم بودن، تسلی قلبمون شد... خیلی تلخ بود! خوبه یاد بگیریم در چنین مواقعی فیلم گرفتن رو به دیگران وا بگذاریم و فکرمون رو به کار بندازیم که چکار میشه کرد... امیدوارم عاقبت هممون بخیر بشه[گل] دوست دارم [ماچ][قلب]

آریا

وقتی ساجی داداش شما مشه پس آقایی برازندشه [نیشخند]

آریا

وقتی که قبل از خط کشی عابر ایستادم تا اون دخترو پسر کوچکی که هیچ کس تحمل نمیکرد و نمی ایستاد تا اونا رد بشن و داشتند گریه میکردن از بی رحمی مردم ، ناسزاهای رانندگانی رو شنیدم که مرا حیوون خطاب کردن چون چند ثانیه ای از وقت اونا گرفته شد. من حیوانم که به وظیفه قانونی و عرفی خود عمل کردم ؟ من شخصی را دیدم که از روی ترحم به عابری که صدمه دیده بود کمک کرده بود و او را به بیمارستان برده بود و مدت یک هفته تنها باید خود را تبرئه میکرد که او ضارب نیست. پستی دارم به تاریخ 19 دی ماه 90 برای خودم پیش آمد. بهتر نیس اگر دیدیم کسی دارد ناله میکند بی خیال بشیم تا ما را مجرم ندانند.

پرنیا

من بینده بودم![نیشخند] یعنی تو سریالا![نیشخند]