/ 11 نظر / 252 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تبسم

تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطره ها....واااای فوق العاده بود

آسمون

درسته اما گاهی هم این دگرگونی مربوط به زمان خوبه... چند روز پیش عکس یکی از دوستان دانشکده رو توی فیس بوک دیدم که همیشه قدیما میگفت من بچه دوست ندارم اگر هم بیارم باید پسر باشه دختر نمی خوام... عکسش رو دیدم که بچه دار شده و بچه ش دختره و تو عکس چه نگاه عاشقانه ای به دخترش میکرد [لبخند]

آریا

فکر میکنم نه تنها دردناک نیست که لطف الهی هم هست.

تبسم

آره دوس داشتم خیلی قشنگ بیان کرده جملشو...تضاد میان دگرگونی آدم ها و ثبات خاطره ها...

mar mar

وای ثباتِ خاطره ها!! همیشه هم دردناک نیستا ولی حسرتش دردناک تره. [ماچ]

محمد

سلام. این آدم خیلی بزرگه. و دوس داشتنی.

آسمون

با فرمایش شما و گفته این آقایی که نمی شناسم صددرصد موافقم...در همه روابط صادقه... علی الخصوص در مورد عشق و عاشقی... چون آدما به مرور زمان عوض میشن ... برای همین هم خیلی از ازدواج ها حتی اونایی که با عشق شروع میشن بعد مدتی از عشق چیزی باقی نمی مونه و تبدیل به عادت میشه... البته ضعف در واقع در این قسمت هست که بخصوص در ایران اصلن ارتباط کلامی بین آدما وجود نداره ... مثلن چقدر با آدمای اطرافمون اینطور که توی وبلاگامون صحبت میکنیم روی مسائل مختلف حرف میزنیم؟! این فاصله کلامی باعث میشه آدما در جهات مختلفی تغییر کنن بدون اینکه از تغییر هم با خبر بشن و یک روز که تغییرات خیلی تو چشم میخوره بهتشون میزنه که چطور و چرا؟ اما وقتی این تغییر رو دیدیم نباید ناراحت بشیم با وجود دردناکیش چون این شانس رو به ما میده که از اون آدما فاصله بگیریم... آقا اینجا یک تابلو ایست بذارین [نیشخند]

آسمون

[خنده] همون آقایی که تو عکس دستشو زده زیر چونه ش و مل مل نگا میکنه

آسمون

هر کار کردم نظر پست بالایی اونجا ثبت نشد اینجا گذاشتم... این مزاحمای تلفنی از روز اول اختراع تلفن انگار بودن من یک زمانی که کسی مزاحم میشد با موبایل سریع وصل میکردم واسش پول بیفته [نیشخند] بعد وقتی اصرار میکرد چرا حرف نمیزنی میگفتم همینقدر هم که وصل کردم واسه این بود که واست پول بیفته خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید...آمین [نیشخند]...که همیشه از تکنولوژی یک روشی برای استفاده منفی پیدا میکنیم

آسمون

والا انقدر دیگه فارسی و ترکی رو قاطی کردم که نمیدونم الان این مل مل فارسی بود یا ترکی...چون بعضی اصطلاحات مشترک داریم اما منظورم این بود که چشاشو خمار کرده مات نگاه میکنه